تبليغاتX
بازسازی
 

"فیلم.نامه ای که نخواندیم"

سروده ی :سردار شمس آوری

مجموعه شعر (1384 _ 1388)

با مقدمه ی دکتر سعید محمد حسنی

 

مراکز فروش در تهران :

1 : خیابان انقلاب _ پاساژ فروزنده _ طبقه ی زیر همکف _ کتاب فروشی خانه شاعران ایران

2 : خیابان انقلاب _ پاساژ فروزنده _ طبقه ی منفی دو (2-) _ کتاب فروشی دفتر شعر جوان

3 : نرسیده به میدان هفت تیر _ خیابان خردمند جنوبی _ کافه هفت

4 : میدان ولیعصر _ خیابان ولیعصر _ نرسیده به زرتشت _ کوچه ی روشن _ کافه کوچ

مراکز فروش در شهرستان :

1 : شیراز _ ابتدای خیابان ساحلی _ کتاب فروشی اسفند

2 : اصفهان _ میدان انقلاب _ نرسیده به آمادگاه _ مجتمع چهارباغ _ طبقه ی پایین _ کتاب فروشی سایه

3 : اصفهان _ میدان انقلاب _ نرسیده به آمادگاه _ مجتمع چهارباغ _ طبقه ی پایین _ کتاب فروشی کتاب آخر

4 : تبریز _ خیابان آبرسان _ انتشارات فروزش

5 : تبریز _ خیابان طالقانی _ نبش خیابان ارک _ فروشگاه دهخدا

6 : همدان _ خیابان میرزاده ی عشقی _ چهارراه پاستور _ کتاب فروشی فروغ

7 : خوی _ ابتدای خیابان انقلاب _ کتاب فروشی شایان

8 : یزد _ میدان مارکار _ کوچه ی بانک ملی _ پ 33 _ انجمن یاداشت نو

9 : مهاباد _ خیابان جهموری اسلامی _ کتاب فروشی مهرگان

10 : مهاباد _ خیابان جمهوری اسلامی _ کتاب فروشی ذهن برتر

11 : مهاباد _ میدان شهرداری _ نمایندگی روزنامه ی اطلاعات

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 22:34 توسط آبادی |

جلسه نقد" کروکی بهشت "

از راست به چپ:سردارشمس آوری-مهرنوش قربانعلی-فرزادآبادی-ریحان ریحانی

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 19:32 توسط آبادی |

 

ترجمه کردی مجموعه‌ای از گزیده‌ اشعار فرزاد آبادی به زودی توسط انتشارات سردم وابسته به دانشگاه سلیمانیه کشور عراق به انتشار می‌رسد.

فرزاد آبادی شاعر در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: «کودتای اندوه» شامل گزیده اشعاری از 4 مجموعه شعرم با نام‌های «جن جنوبی»، «از بندر معشوق»، «کروکی بهشت» و «خیابان ایرانی» است که همگی در دهه 80 چاپ شده‌اند. در واقع «کودتای اندوه» گزیده‌ای از اشعار دهه 80 من است که قالب همگی آن‌ها سپید است.

وی افزود: ترجمه اشعار این کتاب توسط شاعری به نام سردار شمس‌آوری انجام شده است و قرار است انتشارات سردم وابسته به دانشکده ادبیات دانشگاه سلیمانیه عراق این کتاب را منتشر کند. شیرو بی‌کس شاعر معروف و رئیس این دانشکده هم در ابتدای این کتاب مقدمه‌ای نوشته است که همراه با آن به چاپ خواهد رسید.

این شاعر گفت: ابتدا شمس‌آوری کتاب را برای دانشکده ادبیات سلیمانیه فرستاد و مسئولان دانشکده وقتی اشعار را خواندند، آن‌ها را تایید کرده و برای انتشارشان به زبان کردی اعلام آمادگی کردند. در این مجموعه از هر مجموعه شعر دهه هشتادی‌ام، بیش از 11 شعر انتخاب شده است که در مجموع تعداد اشعار «کودتای اندوه» حدود 60 قطعه شعر می‌شود. شعرهایی که من و مترجم کتاب، انتخاب کردیم و برای دانشگاه سلیمانیه فرستادیم، عموما عاشقانه و اجتماعی هستند. البته در میان اشعار، شعر جنگی هم وجود داشت که دوستان کرد با توجه به سال‌ها زندگی توام با جنگ و آوارگی، با این شعرها احساس نزدیکی کردند و از آن‌ها استقبال کردند.

آبادی در ادامه گفت: کتاب تقریبا 6 ماه پیش برای دانشگاه سلیمانیه ارسال شد و مورد تایید قرار گرفت. «کودتای اندوه» در حال حاضر در آستانه چاپ است و امیدواریم به بخش غرفه‌های خارجی نمایشگاه کتاب تهران امسال برسد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 19:21 توسط آبادی |

درسایت آنات بخوانید :

بازخواني شعر كوتاه « نقش برجسته» سروده ی فرزاد آبادي

نويسنده: ابراهيم دمشناس

http://www.aanaat.com/content.asp?id=63803

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 11:50 توسط آبادی |

 

نقد مهرنوش قربانعلی بر کروکی بهشت سروده ی فرزادآبادی در سایت آنات بخوانید

http://www.aanaat.com/content.asp?id=63806

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 11:46 توسط آبادی |



پیراهنی دارم           باوعده های خیاط  
خانه ای                 باخیال های بنا
ظرفِ همین امروز یا فردا
درختان ِ بسیاری قرار است برویند        گرد ِ این جا
دراین جنگل
شاید آن آهوی پوست کلفت    من باشم
در این باغ وحش
آن یوزپلنگ ِنازک دل       شاید تو

نمی بینم
آن چه زیر ذره بین است       من است
آن که ماشه را می چکاند        من است
من
من
من
 ( برای خود معمایی هستم  )
یک بارکه می خواستم حل شوم
حلالم کردند
چاقو برگلویم گذاشتند وُ رهایم...

ازخواب اگربپرم روزی
عکس های دلخراشی ازکابوس ِمن به جا می ماند
این سرنوشت ِکدام تن است؟
که  با رگ هایش فرشتگان طناب بازی می کنند
ای کهکشان ِ راهِ خون آلود ِشیری !
این جنین ِ لب ریز ِحسرت را
درمیدانی با گل های سیمانی        تنها نگذار!
من بغضم را شکسته ام
روی سنگ ِ قبر ِپدری
که لب تشنه رفت
و هرگز نپرسید
چرا آب
 ازآب تکان نمی خورد ؟

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 10:36 توسط آبادی |